خوشتر آ ن باشد که ما غوغا کنیم خویش را آیینه ی فردا کنیم وقت آن با شد که ما بر پا شویم قطره ایم با هم شویم دریا شویم قطره کی ماند به جا درروزگار می رود از کف به گاه کار وزار قطره با قطره اگر پیوست باز رشته هستی شود آنگه دراز رودها از قطره ها جاری شود پایداری این چنین ساری شود قطره ی تنها بود چون بی اث می کند پیوستگی رفع خطر قطره در توفان شود بی نام وگم بی اثر گرد د اگر گردد به خم گرتو خواهی قطره را باشد اثر قطره دردریا شود دور از خطر ای جدایان موسم همبستگی است گاه باهم گشتن وپیوستگی است از جدایی اقتدار ما شکست بررخ یاران غم دوران نشست قدر خودرا ما عجب نشناختیم بازی خودرا چنین ما باختیم باز گاه اندکی اندیشه شد خود فریبی از چه مارا پیشه شد باید از بیم وطن برپا شدن قطره ها باید کنون دریا شدن |