28 رمضان 31 / ۱۶ شهریور ماه ۸۹ / 2010 Sep 07 تهران ۰۳:۰۴   -   23:34 GMT

سخن روز


زنجیره ای برای امید

روز دوشنبه درتهران غوغایی برپا بود .انبوه جوانان از میدان تجریش تا میدان راه آهن فرصتی برای ابراز وجود پیدا کرده بودند .فرصتی برای اینکه بگویند ما هستیم , فرصتی برای اینکه بگویند ما حق داریم .  از این گونه صحنه ها به ویژه در کشور ما که برنامه های شادی گروهی وجود ندارد ویا به حاشیه رانده شده است خیلی کم اتفاق می افتد .درانتخابات گذشته هم چنین نمونه ای تجربه نشده است .روزهای آغازین انقلاب را می مانست .مردم با هم مهربانتر شده بودند .خیلی مهربان تر , گویا به درک بهتری از هم رسیده بودند .این روزها وضع خیابانها ی شهر این گونه است .رنگ سبز شده است نماد دوستی ومهربانی , طرفداران آقای احمدی نژاد هم روحیه ای آرام دارند .می شود با آنها گفتگو کرد .می شنوند , می پذیرند .اگر خودشان باشند .آنها یی را که در محلات خود تبلیغ می کنند می گویم .اگر کسی از بیرون دخالت نکند همه با آرامی ومدارای با هم به پیش می روند . .روز دوشنبه از نیایش تا میدان تجریش را پیاده پیمودم .فاصله ای نسبتا طولانی . زنجیره ای که از تجریش به راه آهن رسیده بود . انبوه جمعیت از تصور خارج بود .زنجیره ای که از آن گفته شده بود تبدیل شده بوده به مردمی که از هر سوی آمده بودند تا بگویند هستیم وبرای ایران دل می سوزانیم .در بسیاری از قسمت ها حرکت مردم به شکل راه پیمایی در آمده بود .سرود یار دبستانی من بسیار خوانده می شد .جوانان گروه گروه به سردادن سرود می پرداختند .سرود ای ایران ای مرز پر گهر هم فراوان شنیده می شد .گروه گروه جوانان با امید سرود می خواندند .دستبندها وشال ها وپوشش های سبز وباد کنک های سبز و.......همه جارا دربر گرفته بود.عکس اقای مهندس موسوی هم دردستان مردم جای داشت .پارچه های سبز با درازای چند متر هم برای به هم پیوستن جوانان وحرکت آنها بهانه مناسبی به دست داده بود  .منظره زیبایی بود که امیدرا دردل می نشاند .شعارها پراکنده بود .برخی از شعارها عبارت بودند از :رأی ما  یک کلام  نخست وزیر امام ,آزادی اندیشه بی موسوی نمیشه ؛ دوتا دوتا    ده تا ؛ ایول ایول ایول  موسوی یله ای ول   خاتمی یله ایول؛اگرتقلب نشه موسوی اول میشه ؛ گاهی نیز یک نفر می گفت بگم بگم  وپاسخ می شنید بگو ولی دروغ نگو,گاهی هم در برابر این پرسش  پاسخ هایی  دیگر داده می شد ,ننه جون مهدی فهمید    محمود هنوز نفهیمد , مناظره به پا شد    محمود کله پا شد , دکتر برو دکتر , چوب بشه    محمود نشه , الان شده دوهفته    محمود حموم نرفته , قهرمان هسته ای  بگیر بخواب خسته ای , احمدی بای  احمدی بای , .نوشته هایی در دست مردم بود مثل دروغگو دشمن خداست , ما از دروغ وفریب  خسته شده ایم ,  صفحه ای به شکل صفحه اول روزنامه اطلاعات  طراحی شده بود که تیتر اصلی آن این بود  احمدی نژاد رفت .من در گذر ونظر می دیدم به سمت میدان تجریش به پیش می رفتم  .................................................... درزیر پل پارک وی انبوهی از مردم گردآمده بودند وشعارمی دادند وعکس ها دردست داشتند .تراکم جمعیت آمد وشد خودروها را مختل کرده بود .اگرچه راهی برای گذر خودروها باز مانده بود ولی حرکت  با مشکل همراه شده بود .  خودروها نیز با چسبانیدن عکس ونماد سبز با سایرمردم همراهی وهما وایی می کردند .از شیشه های اتوبوس شرکت اتوبوسرانی هم عکس های انتخاباتی آقای مهندس موسوی بود که نشان داده می شد .مسافران با مردم گردآمده در حاشیه خیابان همنوایی می کردند .هرچه به سمت بالاتر می رفتیم تراکم جمعیت در پیاده روها بیشتر می شد .در نزدیکی ها ی میدان تجریش جمعیت متراکم وفشرده تر شده بود ودرمیدان هم که هزاران نفر گرد آمده بودند این جمعیت تا میدان قدس را پرکرده بود .آمد وشد در میدان تجریش به اندکی از خودروها وموتور سیکلت ها محدود شده بود .

دراندیشه بودم که این جوانان واین مردم به چه سودایی گام درمیدان نهاده اند وهمه امید خودرا یک بار دیگر به میدان آورده اند ؟؟؟؟؟.اینان چرا سراسیمه بدین آوردگاه آمده اند که فریا د بر آورند وبرای روزها ی بهتربه انتخاباتی که درراه است چشم بدوزند ؟؟؟؟؟؟؟ مردم همچنان در خیابان ها بودند وموج هم چنان د رتلاطم خودرا نشان می داد ومن بازدر اندیشه که چرا پاس این حضور داشته نمی شود. به هرحال این روزها به یاد خواهد ماند


رتبه بدهید

چاپ

ارسال نظر