28 رمضان 31 / ۱۶ شهریور ماه ۸۹ / 2010 Sep 07 تهران ۰۴:۰۰ - 0:30 GMT
ترنم تنهایی
همبستگی
خوشتر آ ن باشد که ما غوغا کنیم خویش را آیینه ی فردا کنیم وقت آن با شد که ما بر پا شویم قطره ایم با هم شویم دریا شویم قطره کی ماند به جا درروزگار می رود از کف به گاه کار وزار قطره با قطره اگر پیوست باز...
سرانجام درهای زندان اوین برروی رکسانا صابری گشوده شد .داستان در بندان وزندانیان همیشه آزار دهنده است ولی هنگامی که کسی برای نوشتن ویا برای اندیشیدن ویا دربازی های سیاسی اسیر می شود دل آدم می گیرد .رکسانا صابری از آن سوی آبها همه نگاه ها را به سوی ایران آورد .همه در باره او گفتند ورسیدگی عادلانه به پرونده او خواست همگانی شد .حالا او کشور خودرا ترک کرده است. ازایران به وین پرواز کرده است وحالا در آنجا است .چرا که در باز نگری در پرونده به جای هشت سال دوسال زندان تعلیقی گرفته است .به او اجازه خارج شدن از ایران داده شده است , ازکشور خودش , نمی دانم چرا رفتن یک ایرانی از این سرزمین کهن سبب شادمانی می شود ؟ولی چه می شود کرد که روند روزگار همین است که هست .آیا نیازی بود برای پیغام ها وپس غام ها کسی زندانی شود ؟ آیا رکسانا جاسوس بود ؟ یک فهم همگانی می گفت که او جاسوس نیست .من برا ین باورم که در ک همگانی بر خطا نمی رود . ولی رکسانا برای همین جرم یا اتهام چندی رادر زندان گذراند .قاضی دادگاه تجدید نظر حکم اولیه اورا شکسته است .همه می دانستند که چنین می شود .این هم یک فهم همگانی بود که این هم برخطا نرفت .همه برای دفاع از او به میدان آمدند , اوباما وکلینتون بیشتر مورد توجه قرار گرفتند .آقای هاشمی شاهرودی وآقای احمدی نژادهم رسیدگی عادلانه را خواستار شدند .راستی آیا رکسانا گرفتار بازی سیاسی پیچیده ای شد که خود هم نمی دانست ؟راستی اگر حکم نخست بر خلاف بوده است دلیل صادر شدن آن چه بوده است ؟ این که کمبود مدارک ومستندات .ویا مدارک ارائه شده دست قاضی نخست را بستهوسبب شده است آن چنان حکمی صادر شده باشد دور از انتظار نیست ولی این مدار ک چگونه در اختیار قاضی قرار گرفته است ؟ وزیر اطلاعات پاسخ آن را داده است او بازهم برجاسوس بودن خانم رکسانا تآکید کرده است .او از هماهنگی قاضی دادگاه ووزارت اطلاعات سخن گفته است وآشکارا گفته است که پرونده را چه کسانی وکجا دست وپا کرده اند .آیا قاضی توانسته است به صورت مستقل فرایند دادگاه را به سر انجا م برساند پاسخ منفی دارد .هم حکم نخست وهم تجدید نظر به ادعای آقای محسنی اژه ای در این شرایط صادر شده است .پس استقلال قاضی کجا می رود ؟سخن از استقلال قاضی به نظر نمی رسد سخن مورد اقبالی باشد .دستگاه قضایی سال های درازی است که از استقلال فاصله گرفته است .دادگاه های بسیاری را سراغ داریم که درشرایطی این چنینی شکل گرفته اند .ترس پنهانی سبب شده است که این نارسایی ها کمتر گفته شوند ویا چون گفته شوند به چیزی گرفته نشوند .حالا مرور کنیم پرونده زندانیان را ؟ دانشجویان در بندرا ؟ فعالین سیاسی واجتماعی را ؟ آنها که نباید در زندان باشند وهستند؟ .برخی از فعالین کارگری را ؟ از این بررسی چه چیزی دستگیرمان می شود .اینکه رکسانا پشتیبانانی از آن سوی مرزها دارد که صدایشان به خوبی شنیده می شود .چون در آن سوی هم جای پایی دارد . چون نشانه ای از آن جا با خود دارد .هویت دوگانه ایرانی وامریکا یی .ولی دانشجویان وزندانیان سیاسی وفعالین کارگری تنها نشانه ایرانی بودن دارند .این نشانه برای مسؤلین آن چنان که باید پاس داشته نمی شود .صدای دادخواهی اینها شنیده نمی شود .پرسش اساسی من این است که چرا نباید دادخواهی برای ایرانیان دربند برای دستگاه قضاییازاهمیت جدی برخوردا ر باشد ؟ چرا دربند بودن دانشجویان اسباب نگرانی کسی نمی شود ؟ دست اندرکاران اداره کشور را می گویم .صدای مردم چرا در این گونه موارد به جایی نمی رسد ؟ چرا درخواست های بیرونی هم برای این دسته بی اثر است ؟ سخت است گفتن این نکته که اینها چون ایرانیند وهویت یگانه دارند این چنین مورد بی مهری هستند ..نمی دانم کسی به صلاح می داند که این سخن را بشنود یا نه ؟ولی کاش این سخن شنیده شود ....