28 رمضان 31 / ۱۶ شهریور ماه ۸۹ / 2010 Sep 07 تهران ۰۴:۰۵ - 0:35 GMT
ترنم تنهایی
همبستگی
خوشتر آ ن باشد که ما غوغا کنیم خویش را آیینه ی فردا کنیم وقت آن با شد که ما بر پا شویم قطره ایم با هم شویم دریا شویم قطره کی ماند به جا درروزگار می رود از کف به گاه کار وزار قطره با قطره اگر پیوست باز...
رکسانا صابری امریکایی ایرانی تباری است که از بد حاد ثه این روزها اسباب چالشی است بین ایران وامریکا وسایر کشور ها .نه اینکه رکسانا صابری اسباب این چالش وکشمکش باشد که حکم زندانی شدن او به اتهام جاسوسی سبب شده است که هم بارک حسین اوباما سرخورده شود هم آقای احمدی نژاد رعایت حقوق اورا از دادستان عمومی وانقلاب بخواهد.رسانه ها ی همگانی هم چشم به ایران دوخته اند که هر خبری را به سرعت باز تاب دهند .راستی رکسانا کیست وجرمش چیست ؟ اورا چه گناهی است که نهانی محاکمه می شود وآشکارا زندانی ؟ چرا دادگاهی علنی به اتهام او رسیدگی نکرده است ؟ وچرا باید با بدبینی به آنچه گذشته است نگاه کرد ؟.این صدای آن سوی نیست که رسیدگیبه پرونده ایشان را نارسا می داند .این آقای احمدی نژاد هم هست که رسیدگی عادلانه را می خواهد .من کاری به این ندارم که راز این درخواست آقای احمدی نژاد چیست ولی به درک پیام نهفته دراین درخواست بی علاقه نیستم . ریاست قوه قضائیه هم همین را خواسته است . این همه خواست یک سان چه پبامیدرخود دارد .سالها است که هرگاه امکانی برای کاستن از بی اعتمادی بین ایران وامریکا فراهم می شود حادثه ای آن امکان را به سخت تر شدن وبدتر شدن شرایط تبدیل می کند .اینها رخدادها چنان به هم وابسته وپیوسته اند که به نا گزیر باید دیده شوند .ما آگاهانه ویا ازسر بی خبری برآن بوده ایم که اینها را نبینیم ولی این ندیدن ها به دشوارتر شدن شرایط منجر شده است .رکسانا از بد حادثه بازیگری نقشی شده است که گمان من آن است که خود از آن بی خبر است .دختر جوانی که در داکوتای شمالی امریکا به دنیا آمده است .پدرش ایرانی است وشناسنامه دخترش را ایرانی خواسته است .راستی اگر رکسانا شناسنامه ایرانی نداشت بازهم این بلا برسرش می آمد ؟ گاهی دوستان گلایه می کنند که چرا گذر نامه ایرانی در دنیا از اعتبار چندانی برخوردار نیست واز یاد مان می رود که در سرزمین خودمان شناسنامه خودمان هم این چنین سرنوشتی دارد .رکسانا گرفتار بازی شده است که دیگران بازیگردان آن هستند .دوستان امریکایی اواز علاقه اش به ایران گفته اند .اگر کسی را جرمی است چرا محاکمه ای علنی وبا رعایت آئین دادرسی نداشته باشد ؟ چرا نتواند آزادانه از خود دفاع کند ؟ هیچ کس ودرهیچ جای دنیا به جاسوسی پاداش نمی دهد ولی آیا روا ست که این اتهام به آسانی به هر کسی وارد آید ؟ درخواست آقای احمدی نژاد وآقای شاهرودی نمایانگر این است که موضوع درحدی ازاهمیت قرار دارد که رئیسان دوقوه دست به کار شوند ومحاکمه عادلانه را بخواهند . اگر دادگا ه های ما از سیاسی کاری فاصله می گرفتند ورسیدگی عادلانه را سرلوحه کار خویش می کردند دیگر ازاین خبرها خبری نبود . شاید آن ویرانه ای که روزی آقای شاهرودی از آن نام برد وخود از یاد برد ویا نتوانست ویا بهتر دید که به یاد نیاورد دردی است که بسیاریاز آن رنج برده اند ونتوانسته اند که دم بر آورند .
تاب نداشتم که ننویسم ولی چه می شود کرد کسی دیگر باید فریاد بر آورداسلامیاول اردیبهشت 1388 تهران